|
* هیچ کس کَلِ نگه تی کولا مبارک ـ هیچ کس به کچل نمی گوید کلاهت مبارک. ـ درمورد چیزهای بی ارزش و بیفایده بکار می رود * زاکان سرمچه داره، اره کشان خورد و خوراکِ . ـ قیافه بچه ها را دارد اما اشتهای اره کش ها را. ـ در مورد دو چیز متضاد و متناقض بکار می رود وقتی در ظاهر مشخص نباشد. * دال پر نزنه! ـ کرکس پر نمی زند. ـ کنایه از جای سوت و کور و آرام است. * سگ آه هم به خودا رسه. ـ آه سگ هم به خدا می رسد ـ اشاره به این دارد که هیچ ناله ای بی تأثیر نمی ماند. * خاشه نهه اسب ورجا، علف نهه سگ ورجا! ـ استخوان را پیش اسب می گذارد و برای سگ علف می ریزد. ـ در مورد کسی بکار می رود که کاری را درست انجام نمی دهد. * کساکس غم بوبوهو، بازار خستگی نوبوهو. ـ اگر مردم در غم هم شریک باشند بازار شلوغ نمی شود. ـ کنایه از غمخواری و در فکر یکدیگر بودن است. * تورش کونوس به دار نمانه. - ازگيل ترش روي درخت باقي نمي ماند. ـ اشاره به این دارد که هیچ چیز بدون مصرف نمی ماند و هر چیزی فایده خاص خودش را دارد. * گیشائی به اما برسه شب کوتا بوبوسته. ـ عروسی به ما رسید، شب کوتاه شد. ـ این مثل وقتی بکار می رود که نوبت و شانس و اقبال به کسی رو کند اما به یک عامل بازدارنده برخورد کند. * ایتا قاشق آب جاکرا غرقا بیهیم. ـ در یک قاشق آب داریم غرق می شویم. ـ مراد از این مثل نهایت درماندگی، بیچارگی و ناتوانی است. * جه کویا بمویی تی پا جل وانیه؟ ـ از کجا آمدی که پایت گلی نیست؟ ـ درباره كساني است كه وارد مقوله هایی می شوند که هیچ اطلاعی از آن ندارند، اما ادعای زیادی دارند. نقل از نشریه گیله وا(سالهای دوازدهم و چهاردهم)
|
ABOUT MENU
Home
|